September 2009
12 posts
11 tags
بابا دكتر
پدربزرگ، كتابخانه ی بزرگی داشت در خانه ی نیاوران. تابستان ها پاتوق من بود آن خانه و استخر، تفریح هر روزه ام. سخت گیری های پدربزرگ برای رعایت بهداشت، برای رعایت نظم از یادم نمی رود. در دفتر شخصی طبقه ی دوم، كتاب خانه های دروندیوار با شیشه و قفل، میزبان كتاب هایش بودند. كتاب هایی بیشتر به زبان فارسی و فرانسوی.
در كتابخانه بزرگ پدربزرگ، یك راكت تنیس كه نمیدانم از كی به جا مانده بود سرگرمی من بود...
فرزین عزیزم
دیشب ۵ بار آهنگ یك بوسه لیلا فروهر را گوش كردم. هیچ هدیه ای برایم...
– بهار ۶۳، نوشته مجتبی پور محسن، نشر چشمه، چاپ ۸۸
داشتم فكر می كردم اگر پشت كتاب این بخش از متن رو نوشته بودن خب تیراژ كتاب چند برابر می شد. به خاطر همین این بخش رو انتخاب كردم تا شاید به فروشش هم كمك كرد!
8 tags